تبليغاتX
بهار سبز
نمایش چهره ای متفاوت از افغانستان و ارائه تصویری که در آن، فقط جنگ و خون و خشونت حرف اول را نزند، هدفی است که دراین اواخر، بسیاری از افغانهای مقیم خارج را، به تکاپو واداشته است.کنفرانس جوانان افغان در بریتانیا، یکی از اینگونه برنامه ها بود که جمعه شب ۱۸ جولای، در باشگاه مشترک المنافع وزارت خارجه بریتانیا (Commonwealth Club) در لندن برگزار شد.در این کنفرانس که به ابتکار یک نهاد افغانی به نام "شورای افغانهای بریتانیا" برگزار شد، افزون بر دهها تن از افغان ها - به ویژه دختران و پسران جوان - مقام هایی از ارگان های دولتی بریتانیا نیز حضور داشتند.'نه فقط جنگ'
+ نوشته شده توسط مدیر وبلاگ آقای شهیدی در دوشنبه 31 تیر1387 و ساعت 18:40 |

با تشکر از خانم لینا روزبه جان

افغونی شعری به خاطر اخراج افغانستانی های مقیم ایران که خانم لینا جان برای همه ی افغان ها دنیا سروداست. لینا روزبه حیدری در بهار سبز

با تو به درد دل می نشینم
ای همسایه

! تا شاید

آن حس انسان دوستی  و عدالت را

که بنامش

از قران آیه بر می گیری

و بخاطرش

با دنیا به مجادله بر می خیزی

بر من تلاوت کنی و

خود را در آن بیابی

 

وقتی اشغالگری بیگانه

کشورم را به غارت برد

وقتی چمن زار سبز شهرم

به خون پدر و صد ها مثل او

به لاله زاری مبدل گشت

وقتی بمن گفتند که خدا و رسولی نیست

که ما زاده طبیعت ایم

وقتی قلم را بر دستم نهادند

و ناخن هایم را دانه دانه

 کشیدند

تا خاکم را به نامشان امضا کنم

با اخرین رمق های مانده در تنم

رها کردم

خانه و شهر و کشورم را

و با نفس های آخر تا خاک تو خزیدم

به تو پناه آوردم

که بیرقت با نام الله آراسته است و

پیامت از مساوات ومهربانی

 عدالت و تواضع

برادری و برابری

لبریز

به تو پناه آوردم تا شاید مردانگی مرا

در برابر ظلم

 بستایی

و با مردانگی خودت

فرصت زندگی بدون ذلت را

به من ببخشایی

 زبانت با زبانم آشناست

و مذهبت با اعتقادم هماهنگ

پنداشتم که برادر منی

پنداشتم که در خاک خدا

که من و تو آنرا با مرز تقیسم کرده ایم

به من قسمت کوچکی به سخاوت قلبت

به اجاره خواهی داد

و شریک دردهایم خواهی شد

تا روزی

که کشورم

آباد و آزاد گردد

وانگه

در افغانستانی بهتر

مهمانت خواهم کرد

 بر دستانت بوسه خواهم فشاند

و ای برادر

از مهربانیت در اوج بیچارگیم

از دست گیریت در روز های نا امیدیم

 با اشک و قلبی مملو از محبت

سپاسگذاری  خواهم نمود

از فرط بی پناهی

به کشورت پناه آوردم

کودکی بودم که پایم با خاکت آشنا گشت

جوانیم را در کشورت گم کردم

زبانم را بفراموشی سپردم

"تشکر"هایم به "مرسی"

و "نان چاشت" ام به "نهار" مبدل گشت

شاعرم حافظ گردید و

از قابلی وچتنی و چای سبز

به زرشک پلو

و طعم شور خیار

و چای معطر سیاه

در پیاله های کمر باریک

با قند خشتی در کنار

عادت نمودم

 

 

در کشورت

بهترین و بدترین لحظه های زندگی را

به تجربه نشستم

پسرم در خاک تو چشم گشود و رضا نامیدمش

مادرم در بهشت رضای تو با دلی نا امید مدفون گردید

خواهرم با پسری از تبار تو عقد و نکاح بست و

در جنگ عراق برادرم

 برای سربازانت نان پخت

صلوات فرستاد

و با افتخار عرق را از جبین زدوده و

 بند سبز یا حسین را بر پیشانی گره زد

حال

پیریم را نیز در خاک تو

به تماشا نشسسته ام

سالهاست

که چنار وجودم

در گردباد حوادث خاک تو

به بید لرزانی مبدل گشته است

سالهاست

که نامم  را بفراموشی سپرده ام و

لقب "مشدی"را بنامم گره زده اند

سالهاست که من دیگر آن کودکی نیستم

که با پای برهنه و قلبی مملو از  وحشت برای سرپناهی

به تو پناه اورد

ولی تو

 همان بی خبری هستی که بودی!

ولی تو

با آنکه فروغ چشمانم را با دوختن کفش هایت

با آنکه قوت دستانم را در غرس نهال در باغ هایت

با آنکه قامت استوارم را در بپا خواستن دیوار ها و ساختمان ها و خانه هایت

با آنکه صبر و تحمل ام را در شنیدن کنایه ها و کینه توزی هایت

به تباهی نشستم

هرگز برای لحظه ای

جرقه زود گذر انسان دوستی را

بر قلبت راه ندادی

هنوز هم

در فهرست تو"اوفغونی" ام و

در کتاب تو بیگانه

هنوز هم

مهربانی در قلبت برای مهاجری کوله بدوش

که چیزی بجز نجات از جنگ

از تو نمی خواست

که با دادن سالیان زندگیش

به همت و قوت دستانش

شهرت را آباد نمود

نیافته ای

و هنوز هم

با نفرتی سی ساله

احساساتم را ببازی میگیری

 

 

دروازه مکتب را بروی کودکم می بندی

بساطی را که نان شکم های گرسنه اطفالم بدان محتاج است

با لگد به جوی آبی می اندازی و

دست هایم را با تهدید "رد مرز" نمودن می بندی و

اشک هایی را که با خاک سرک های تو

بر چشمانم به گلی مبدل گشته

و امید را در نگاهم دفن می کند

با تمسخر می نگری و می گویی

"شما به حرف نمی فهمید"

هنوز هم

بر مظلومیت اطفال کربلا

زنجیر بر خود می کوبی و

بر یزد (یزید) و یزدیان لعنت می فرستی 

از بی عدالتی دیگران سخن می گویی

ولی هرگز در صف های دکان ها

در داخل اتوبوس های شلوغ

حالت مشوش یک افغان را نمی بینی

که از ترس تو

اهانت های تو را

تلخ تر از زهر

فرو می بلعد و غرور خود را

پایمال احساسات تو میکند

تا مبادا

پنجه بر سمت اش دراز کرده بگویی

"به کشورت برگرد اوفغونی پدر سوخته"

می روم

ولی

درخت های سبز و بلند کرج

سرک های پاکیزه تهران

پارک های خرم و زیبا

خانه های مجلل بالا شهر

نان های گرم نانوایی

کفش های راحت چرمی

پتلون های زیبا و رنگارنگ

همه و همه

یاد مرا

رنج های مرا

نشان انگشتان مرا

عرق و سرشک ریخته از چشمان مرا

با خود به یادگار خواهند داشت

می روم ولی حاصل دست های این کارگر افغان

برای همیشه در رگ و پوست کشورت

جاویدان خواهد ماند

می روم

چه می دانی

شاید روزی تو

به دروازه شهر من محتاج گردی

وانگه

من به تو درس مهربانی را خواهم اموخت

وانگه

تو درد دربدری مرا خواهی چشید

وانگه

شاید یکبار

برای لحظه ای کوتاه تر از یک نفس

سرت را با پشیمانی

در مقابل عدالت وجدانت

خم کنی!

و فقط همان لحظه

قیمت ده ها سال رنج مرا

به آسانی

 خواهد پرداخت

 

+ نوشته شده توسط مدیر وبلاگ آقای شهیدی در پنجشنبه 27 تیر1387 و ساعت 20:4 |
سومین جشنواره بین المللی فیلمهای مستند و داستانی کوتاه به نام "تنها آفرینش کافی نیست" در کابل، آغاز به کار کرد."گذرگاه" اولین فیلم این جشنواره مستندی است از جنگ های میان گروهی مجاهدین و دشواریهایی که مردم کابل پس ازسال ۱۳۷۱ خورشیدی در این شهر متحمل شدند.این فیلم مستند را عبدالحسین دانش، کارگردان افغان، کارگردانی و تهیه کرده است.این فیلمساز در میان افغانها شناخته شده نیست، ولی فیلم او- که تصویری از وقایع کابل در دهه هفتاد خورشیدی است- توجه تماشاچیان را به خود جلب کرد.
+ نوشته شده توسط مدیر وبلاگ آقای شهیدی در جمعه 21 تیر1387 و ساعت 11:41 |
با عرض پوزشه خدمت خواننده گرامی بهار سبز که خواستار مطالب بیشتر از ولی بود ولی مطلب دیگری از ولی پیدا نمی شود و نیست که خدمت شما تقدیم کنیم.

این هم سایت ولی است امیدوارم از این سایت بیشترین استفاده را ببرید.

  ولی خواننده افغان

+ نوشته شده توسط مدیر وبلاگ آقای شهیدی در چهارشنبه 19 تیر1387 و ساعت 21:29 |

وزارت معارف (آموزش و پرورش) افغانستان می گوید نزدیک به شصت میلیون جلد کتاب درسی را برای مدارس کشور چاپ کرده است.این وزارت تالیف و چاپ این کتاب را "موفقیت بزرگ و بی سابقه" در تاریخ آموزش و پرورش افغانستان خوانده است.محمد حنیف اتمر، وزیر معارف  می گوید این کتابها- که شامل ۳۰۰ عنوان کتاب درسی می شود- به زبانهای دری، پشتو و برخی زبان های محلی دیگر این کشور چاپ شده است. وزیر معارف افغانستان می گوید موضوعات مندرج در این کتاب ها با محتویات کتابهای گذشته تفاوت دارد. او می گوید در این کتاب ها موضوعات حقوق بشر، محیط زیست و مبارزه با مواد مخدر جا داده شده است.

حامد کرزی در پیامی به مناسبت روز جهانی مبارزه با مواد مخدر، از کشاورزان افغان خواست از کشت و تولید مواد مخدر دست بکشند.کشت خشخاش افغانستان را با چالش جدی روبرو کرده و در حال حاضر در کشور یک و نیم میلیون نفر به مواد مخدر معتادند.رئیس جمهور در مراسم بزرگداشت روز جهانی مبارزه با مواد مخدر از افزایش شمار معتادان به مواد مخدر اظهار تاثر کرد و از افغانها خواست با جلوگیری از کشت خشخاش در مبارزه با مواد مخدر یاری رسانند.مواد خوراکی

 

+ نوشته شده توسط مدیر وبلاگ آقای شهیدی در دوشنبه 10 تیر1387 و ساعت 6:37 |