ترس از آینده همیشه و هم جا همراه آدم است.
چقدر با این جمله موافق هستید.

هنوز.....
شهر هنوز حیرت زده نظاره گر سرب و باروت بود
که فرزندانش در سواحل کراچی به امیران عرب فروخته شدند
شهر هنوز فرصت نیافته بود از گلوی آتشین فریاد برآورد
که نجابت دختران کوچک اش پیشکش بارگاه خشونت شد
شهر هنوز چشمانش را بر سرزمین ویران شده نگشوده بود
که بر تاریخ اش واژه اسناد را مهر زدند
و هیچ کس،
هیچ کس نمی دانست
که دختر جوان نیمه جان
در گوشه ای دور افتاده، در میان آوارها
با انگشتان لرزانش
برای فرداهای شهر
به دنبال حرکت نطفه خشم و نفرت می گشت
خالده لهیب نیازی، افغانستان
|
افتتاح نمایشگاه آثارنقاشی درهرات منبع : خبرگزاری صدای افغان(آوا)هرات |
![]() |
محمد توفیق رحمانی رئیس دانشکده هنرهای زیباي دانشگاه هرات در اين خصوص گفت: در این نمایشگاه بیش از 300 اثر رنگ و روغن ، آب رنگ و طراحی به نمایش در آمده است.
وی خاطر نشان كرد: در صورتیکه دولت و موسسات داخلی و خارجی در جهت رشد هنر در هرات همکاری نمایند دانشجویان و استادان هرات توانایی آن را دارند که در نمایشگاه های خارجی نیز آثار خود را به نمایش بگذارند.
اصیل الدین جامی رئیس اجرائیه مقام ولایت هرات نيز اظها داشت: هرات یکی از ولایاتی است که پیشنه ی هنری و فرهنگی آن در سراسر کشور زبان زد عام و خاص است.
وی اضافه كرد: با توجه به کمبودی ها و مشکلاتی که وجود دارد پیشرفت های این ولایت در راستای فرهنگ و هنر قابل ملاحظه و چشمگیر است .
اقای جامی همچنين از جوانان و هنرجویان خواست که راه استاد کمال الدین بهزاد هروی را دنبال نموده و براي سربلندي افغانستان و سناساندن هنرهاي افغاني به جهان بكوشند.
نعمت الله سروری رئیس عمومی اطلاعات و فرهنگ نيز با بيان اين كه تحولات اجتماعی و فرهنگی متعلق به هنر است، افزود: هنرمند با پیام هنری خود به جامعه راهکار داده و با خلاقیت خود ذهن جامعه را بیدار می سازد.
گفتني است كه طی سه سال گذشته این چهارمین نمایشگاه آثار هنری است که از سوی دانشگده هنرهای زیبای دانشگاه هرات در این ولایت راه اندازی می شود.
چارلی چاپلین یکی از نوابغ مسلم سینماست . او در زمانی که در اوج موفقیت بود با اونااونیل ازدواج کرد و از او صاحب 7 یا 8 بچه شد ولی فقط یکی از این بچه ها که جرالدین نام دارد استعدادبازیگری را از پدرش به ارث برده و چند سالی است که در دنیای سینما مشغول فعالیت است و اتفاقا او هم مثل پدرش به شهرت و افتخار زیادی رسیده و در محافل هنری روی او حساب می کنند .
چند سال پیش وقتی جرالدین تازه می خواست وارد عالم هنر شود ، چارلی برای او نامه ای نوشت که در شمار زیبا ترین و شور انگیزترین نامه های دنیا قرار دارد و بدون شک هر خواننده یا شنونده ای را به تفکر وادار می کند.
ژرالدين دخترم:
اينجا شب است٬ يک شب نوئل. در قلعه کوچک من همه سپاهيان بی سلاح خفته اند.
نه برادر و نه خواهر تو و حتی مادرت ، بزحمت توانستم بی اينکه اين پرندگان خفته را بيدار کنم ، خودم را به اين اتاق کوچک نيمه روشن٬ به اين اتاق انتظار پيش از مرگ برسانم . من از توليسدورم، خيلی دور...... اما چشمانم کور باد ،اگر يک لحظه تصوير تو را از چشمان من دور کنند.
تصوير تو آنجا روی ميز هست . تصوير تو اينجا روی قلب من نيز هست. اما تو کجايی؟ آنجا در پاريس افسونگر بر روی آن صحنه پر شکوه "شانزليزه" ميرقصی . اين را ميدانم و چنانست که گويی در اين سکوت شبانگاهی ٬ آهنگ قدمهايت را می شنوم و در اين ظلمات زمستانی٬ برق ستارگان چشمانت را می بينم.
شنيده ام نقش تو در نمايش پر نور و پر شکوه نقش آن شاهدخت ايرانی است که اسير خان تاتار شده است. شاهزاده خانم باش و برقص. ستاره باش و بدرخش .اما اگر قهقهه تحسين آميز تماشاگران و عطر مستی گلهايی که برايت فرستاده اند تو را فرصت هشياری داد٬ در گوشه ای بنشين ٬ نامه ام را بخوان و به صدای پدرت گوش فرا دار . من پدر تو هستم٬ ژرالدين من چارلی چاپلين هستم . وقتی بچه بودی٬ شبهای دراز به بالينت نشستم و برايت قصه ها گفتم . قصه زيبای خفته در جنگل ٬قصه اژدهای بيدار در صحرا٬ خواب که به چشمان پيرم می آمد٬ طعنه اش می زدم و می گفتمش برو .
من در رويای دختر خفته ام . رويا می ديدم ژرالدين٬ رويا.......
رويای فردای تو ، رويای امروز تو، دختری می ديدم به روی صحنه٬ فرشته ای می ديدم به روی آسمان٬ که می رقصيد و می شنيدم تماشاگران را که می گفتند: " دختره را می بينی؟ اين دختر همان دلقک پيره .
وبلاگ، وب نوشت، یا بلاگ یک وبگاه یا صفحاتی از یک وبگاه اینترنتی متشکل از مطالب کوتاه به نام پست (Post) با محتوای اندیشه، اطلاعات و خاطرات روزانه شخصی و پیوندهایی است که به ترتیب زمانی از جدید به قدیم قرار گرفتهاند [۱]. نویسنده وبلاگ ممکن است یک یا چند نفر باشد.
واحد مطالب در وبلاگ، «پست» است، در حالی که واحد مطالب در وبگاه صفحه (Page) است. [۲] معمولاً در انتهای هر مطلب، برچسب تاریخ و زمان، نام نویسنده و پیوند ثابت به آن یادداشت ثبت میشود. فاصلهٔ زمانی بین مطالب وبنوشت لزوماً یکسان نیست و زمان نوشتهشدن هر مطلب به خواست نویسندهٔ وبنوشت بستگی دارد. مطالب نوشته شده در یک وبنوشت همانند محتویات یک وبگاه معمولی در دسترس کاربران قرار میگیرد. در بیشتر موارد وبنوشتها دارای روشی برای دسترسی به بایگانی یادداشتها هستند (مثلاً دسترسی به بایگانی بر حسب تاریخ یا موضوع). بعضی از وبنوشتها امکان جستجو برای یک واژه یا عبارت خاص را در میان مطالب به کاربر میدهند.
|
فهرست مندرجات [نهفتن] |
واژهشناسی و واژهگزینی
واژهٔ Weblog اولینبار توسط یورن بارگر استفاده شد که یک همآمیزی از دو واژهٔ Web و Log است. واژهٔ Log، واژهایست از ریشه واژه یونانی Logos که در قرون میانه در معنای دفتر گزارش سفر کشتیها به کار میرفتهاست. Log در زبان تخصصی رایانه به پروندههایی گفته میشود که گزارش وقایع رخداده در رایانه را ثبت میکنند. بلاگ (Blog) نیز شکل کوتاهشده وبلاگ است.
به جز نوع نوشتاری وبلاگ، با گسترش روزافزون فناوریهای اینترنتی، سیستمهای جدیدی از وبلاگ نیز گسترش پیدا کردهاست.
در حال حاضر وبلاگها به صورتهای مختلفی مانند فوتوبلاگ، ویدئو بلاگ، فلش بلاگ، پاد کست و صدا بلاگ نیز وجود دارند.
نخستین وبلاگ دنیا SCRIPTING NEWS متعلق به دیوید واینر بود. در آغاز سال ۱۹۹۹ ۲۳ وبلاگ در اینترنت وجود داشت و در عرض چند ماه تعداد آنها به میلیونها وبلاگ رسید که از نقاط مختلف جهان مینوشتند[۳].
در ایران نخستین وبلاگ را سلمان جریری در ۱۶ شهریور ۱۳۸۰ ایجاد کرد و موج وبلاگنویسی با انتشار راهنمای ساخت وبلاگ توسط حسین درخشان در ایران آغاز شد[۴] و در سال اول حدود ۱۰۰ وبلاگ ایجاد شد و سالهای بعدی با ایجاد سرویسهای پرشین بلاگ، بلاگ اسکای و بلاگفا به دهها هزار رسید[۳].
در میان افغانان نخستین وبلاگ را ضیا افضلی به نام «غزل امروز افغانستان» از کانادا نوشتهاست. نخستین وبلاگی که از داخل افغانستان نوشته شدهاست را عزیزالله حکیمی ایجاد کرد[۵].
|
اولين حضورگروه تئاتر افغانستان در بيست وهفتمين جشنواره ي بين المللي تئاتر فجر منبع : خبرگزاری صدای افغان(آوا) مشهد مقدس |
![]() |
هادي مجتبايي سرپرست اين گروه تئاتر در گفتگو با خبرنگار صداي افغان در مشهد اظهار داشت: نمايش "دخترك بودايي" به عنوان نماينده ي تئاتر افغانستان صبح وبعد از ظهر روز پنجم دلو امسال در تالار سنگلج تهران اجرا مي شود.
وي افزود: "دخترك بودايي" قصه ي افسانه اي صفورا، دختر خان باباي هزاره در چند قرن پيش است كه از بت هاي باميان محافظت مي كند و پس از گذشت سالها از مرگ او، نيز يوسف به همراه دوستانش اين مسئوليت را عهده دار مي شوند؛ اما دوستان يوسف، جواهرات بت هاي باميان را سرقت مي كنند و داستان نمايش به زمان حال برمي گردد انجا كه بت هاي باميان توسط طالبان تخريب مي شود.
مجتبايي ياد آوري اهميت حفظ ونگهداري ميراث هاي گذشتگان و تاريخ سرزميني در قالب فعاليت هاي فرهنگي را هدف اجراي اين نمايش دانست و خاطر نشان كرد: جشنواره ي تئاتر فجر فرصتي براي شناساندن تئاتر افغانستان در عرصه ي بين المللي است.
مشكلات:
مسئول گروه تئاترماندگار با انتقاد از عدم همكاري كنسولگري افغانستان در مشهد گفت: مقامات كنسولگري حاضر به هيچ گونه همكاري با گروه ما نيستند و حتي تقاضاي ملاقات ما را نيز نپذيرفتند. در حاليكه ما نماينده ي افغانستان در جشنواره اي بين المللي هستيم و حداقل حمايت معنوي را از دولت خود انتظار داريم.
وي ادامه داد: در حال حاضر با كمبود امكانات براي دكور و لباس مواجه ايم و تاكنون هزينه هاي مربوط گروه شركت كننده در جشنواره را از هزينه هاي شخصي مان تامين كرده ايم.
گفتني است براساس گزارش پايگاه اطلاع رساني و جمع آوري اخبارايران (راوي) بيست وهفتمين جشنواره ي بين المللي تئاتر فجر از دوم تا يازدهم ماه دلو برگزار مي شود وسخنرانان درباره ي تئاتر كشورهاي افغانستان، سودان، تركيه، آذربايجان، مالزي، پاكستان و كشورهاي عربي سخن مي گويند.



