|
فیلم سازان جوان مهاجر،امکانات کم و آرزوهای بزرگ منبع : خبرگزاری صدای افغان(آوا)مشهد مقدس |
![]() |
رضا حيدري كه چند فيلم مستند و داستاني را در پرونده كاري خود دارد ،حرفه فيلمسازي را با شركت در كلاسهاي آموزشي انجمن سينماي جوان ايران فراگرفته است.
فضاي كوچك حياط را كه طي كرديم به پلههايي حدوداً 80 سانتيمتري رسيديم كه با قدم نهادن بر هر يك از آن پلهها و گذشتن از راهرويي تنگ و باريك، به اطاقي كوچك در طبقه دوم يك ساختمان نزديك و نزديكتر مي شديم.
درون اطاق يك ميز بود و يك دوربين هندي كم و دو تلويزيون و كامپيوتري هم كه در گوشه اطاق خاموش و آرام در انتظار فردي بود كه دكمه اش را بفشارد و لختي در كنار او سرگرم باشد.
محيط بسيار صميمي بود و چند جوان، هر كدام وظيفهاي را بر عهده داشتند و سرگرم كار خود بودند.
رضا، چشم در چشمي دروبين داشت و جواد در مقابل آينهاي قدنما عينكهاي كوچك خود را به عقب و جلو مي كشيد و محمد نيز نگاهش را از مانيتوري كه در مقابلش بود بر نميداشت و با چشمهاي تيز بين خود حركات جواد را زير نظر داشت، تا ما به زودي شاهد فيلمي با نام « يكي از هزار» باشيم كه حاصل تلاش گروهي از جوانان مهاجر افغانستاني مقيم ايران است كه توانستهاند با همت والاي خويش انجمن فيلمسازي را با نام « كلكين» پايه ريزي و تاسيس نمايند و در قالب آن فيلمهاي مستند و داستاني خوبي را بسازند.
رضا حيدري كه چند فيلم مستند و داستاني را در پرونده كاري خود دارد و اكنون نيز، هم تهيه كننده است و هم تصوير بردار، هرگز افغانستان را نديده و روزگار شيرين جواني را با رنجها و مشكلات مهاجرت در هم آميخته و اميدوار است كه بتواند به كشور و مردمش خدمت كند، او مي گويد: حرفه فيلمسازي را پس از آنكه نتوانسته به تحصيل خود ادامه دهد، با شركت در كلاسهاي آموزشي انجمن سينماي جوان ايران فراگرفته و علاوه بر آن موفق شده است كه عكاسي و خطاطي را نيز در اين دوران بياموزد.
وي كه با لحني بسيار ساده، آرام و خودماني سخن مي گفت، افزود: در زمينه عكاسي توانستهام مقام اول جشنواره عاشورا در شاهرود ايران، مقام سوم جشنواره عكس بم و برخي مقامهاي ديگر را بدست آورم اما از آنجايي كه اين كار مرا راضي نمي كرد، تصميم گرفتم كه حرفهي فيلمسازي را دنبال كنم تا بتوانم از اين طريق با تمام دنيا و مردمش ارتباط برقرار كنم.
او با بيان اين كه هميشه دور شدن از فضاي فيلم و فيلم سازي برايش بسيار سخت بوده، تصريح كرد: با ذهنيتي كه من از كودكان افغاني و مشكلات آنها در غربت داشتم، تصميم گرفتم كه فيلمي را با محور قرار دادن آنها بسازم كه نتيجه اين تلاش هم فيلمي با نام « مادر مرا آواره به دنيا آورد» بود.
حيدري خاطر نشان كرد: اين فيلم نگاهي كوتاه و مستند گونه به بحران هويت كودكان و جوانان مهاجر و وضعيت آنها در هجرت دارد و اندكي از مشكلات آنان را به تصوير كشيده است.
وي ادامه داد: البته كساني هم از دل اين كودكان توانستند با تحمل مشكلات فراوان خود را بالا بكشند و رشد كنند كه اين تعداد جداي از خيل كساني است كه به هزار و يك دليل نتوانستند به تحصيل خود ادامه دهند و سير صعودي را طي كنند.
رضا در خصوص فيلم جديدشان و اينكه چگونه ايدهي ساخت آن به ذهنش رسيده، با لبخندي تلخ گفت: يك روز عيدیهاي خود را جمع كرديم و قلكهايمان را شكستيم تا هزينه مقدماتي ساخت اين فيلم را تهيه كنيم و بعد فيلمنامهي آن را نوشتيم و شروع به كار كرديم و قصد داريم در آن از زاويهاي ديگر به جوانان و مشكلات آنها نگاه كنيم تا شايد از اين طريق بتوانيم توجه دولت مردان را به آنها جلب نماييم.
اين فيلمساز جوان اضافه كرد: مي دانم كه در مسير راه ناهمواريهاي فراواني وجود دارد و احتمال حركت بدون مشكل كم است اما من معتقدم كه اگر اين مشكلات وجود نداشت زندگي بيمعنا ميشد.
وي افزود: فيلم سازي در ايران جايگاه خوبي دارد و تنها مشكل ما در اينجا اين است كه ما را به عنوان فيلمساز قبول نمي كنند و به ما مجوز ساخت نمي دهند.
حيدري با بيان اين كه بي انصافي است كه انسان تنها به خود بينديشد، خاطر نشان كرد: من تنها خواسته و توقعي كه از مقامات افغانستان دارم اين است كه جوانان را باور كنند و به آنها بها دهند چرا كه جوانان اكنون در برههاي از زمان بسر ميبرند كه ميتوان آن را با برنامه ريزي و نگاهي روشن پرورش داد.
اما جواد جعفري كه بازيگر فيلم « يكي از هزار» است با ديدي ديگر به مهاجرت مي نگرد و مي گويد: از سختيهاي هجرت هرچه بگويم كم است اما آنچه كه مسلم است، جوانان سعي ميكنند تا بتوانند مانند ديگر هم سن و سالان خود به جايي برسند.
وي تصريح كرد: تحصيل حق تمام كودكان است و اين واقعيت كه بسياري از كودكان و جوانان مهاجر نتوانستند به دلايل گوناگون به تحصيل خود ادامه دهند، ضربهي سختي را بر روح و روان آنها وارد كرده و آنها را از داشتن آيندهاي روشن محروم ساخته است.
محمد جعفري كارگران اين فيلم نيز شيوهي نگاه دولت به جوانان را بزرگترين مشكل موجود ميداند و مي گويد: خواهش من از دولت اين است كه امكاناتي را براي جوانان مهاجر فراهم كنند و با برپايي نمايشگاههاي مختلف آنها را مورد حمايت قرار داده و استعدادهاي آنان را شكوفا كرده و به جهانيان معرفي نمايند.
وي اضافه كرد: دولت کابل بايد از طريق نمايندگي هاي خود در كشورهاي مختلف و از جمله ايران، زمينهي فعاليت و رشد جوانان را فراهم كند.
گفتني است كه انجمن فيلمسازان كلکين تا كنون توانسته است چندين فيلم كوتاه و بلند داستاني و مستند را در خصوص مهاجرين بسازد كه فيلم« مادر مرا آواره به دنيا آورد»، « يكي از هزار» «آيههايي از جنس بلور»و عكاسي فيلم « راز پرواز» از آن جمله است.
درون اطاق يك ميز بود و يك دوربين هندي كم و دو تلويزيون و كامپيوتري هم كه در گوشه اطاق خاموش و آرام در انتظار فردي بود كه دكمه اش را بفشارد و لختي در كنار او سرگرم باشد.
محيط بسيار صميمي بود و چند جوان، هر كدام وظيفهاي را بر عهده داشتند و سرگرم كار خود بودند.
رضا، چشم در چشمي دروبين داشت و جواد در مقابل آينهاي قدنما عينكهاي كوچك خود را به عقب و جلو مي كشيد و محمد نيز نگاهش را از مانيتوري كه در مقابلش بود بر نميداشت و با چشمهاي تيز بين خود حركات جواد را زير نظر داشت، تا ما به زودي شاهد فيلمي با نام « يكي از هزار» باشيم كه حاصل تلاش گروهي از جوانان مهاجر افغانستاني مقيم ايران است كه توانستهاند با همت والاي خويش انجمن فيلمسازي را با نام « كلكين» پايه ريزي و تاسيس نمايند و در قالب آن فيلمهاي مستند و داستاني خوبي را بسازند.
رضا حيدري كه چند فيلم مستند و داستاني را در پرونده كاري خود دارد و اكنون نيز، هم تهيه كننده است و هم تصوير بردار، هرگز افغانستان را نديده و روزگار شيرين جواني را با رنجها و مشكلات مهاجرت در هم آميخته و اميدوار است كه بتواند به كشور و مردمش خدمت كند، او مي گويد: حرفه فيلمسازي را پس از آنكه نتوانسته به تحصيل خود ادامه دهد، با شركت در كلاسهاي آموزشي انجمن سينماي جوان ايران فراگرفته و علاوه بر آن موفق شده است كه عكاسي و خطاطي را نيز در اين دوران بياموزد.
وي كه با لحني بسيار ساده، آرام و خودماني سخن مي گفت، افزود: در زمينه عكاسي توانستهام مقام اول جشنواره عاشورا در شاهرود ايران، مقام سوم جشنواره عكس بم و برخي مقامهاي ديگر را بدست آورم اما از آنجايي كه اين كار مرا راضي نمي كرد، تصميم گرفتم كه حرفهي فيلمسازي را دنبال كنم تا بتوانم از اين طريق با تمام دنيا و مردمش ارتباط برقرار كنم.
او با بيان اين كه هميشه دور شدن از فضاي فيلم و فيلم سازي برايش بسيار سخت بوده، تصريح كرد: با ذهنيتي كه من از كودكان افغاني و مشكلات آنها در غربت داشتم، تصميم گرفتم كه فيلمي را با محور قرار دادن آنها بسازم كه نتيجه اين تلاش هم فيلمي با نام « مادر مرا آواره به دنيا آورد» بود.
حيدري خاطر نشان كرد: اين فيلم نگاهي كوتاه و مستند گونه به بحران هويت كودكان و جوانان مهاجر و وضعيت آنها در هجرت دارد و اندكي از مشكلات آنان را به تصوير كشيده است.
وي ادامه داد: البته كساني هم از دل اين كودكان توانستند با تحمل مشكلات فراوان خود را بالا بكشند و رشد كنند كه اين تعداد جداي از خيل كساني است كه به هزار و يك دليل نتوانستند به تحصيل خود ادامه دهند و سير صعودي را طي كنند.
رضا در خصوص فيلم جديدشان و اينكه چگونه ايدهي ساخت آن به ذهنش رسيده، با لبخندي تلخ گفت: يك روز عيدیهاي خود را جمع كرديم و قلكهايمان را شكستيم تا هزينه مقدماتي ساخت اين فيلم را تهيه كنيم و بعد فيلمنامهي آن را نوشتيم و شروع به كار كرديم و قصد داريم در آن از زاويهاي ديگر به جوانان و مشكلات آنها نگاه كنيم تا شايد از اين طريق بتوانيم توجه دولت مردان را به آنها جلب نماييم.
اين فيلمساز جوان اضافه كرد: مي دانم كه در مسير راه ناهمواريهاي فراواني وجود دارد و احتمال حركت بدون مشكل كم است اما من معتقدم كه اگر اين مشكلات وجود نداشت زندگي بيمعنا ميشد.
وي افزود: فيلم سازي در ايران جايگاه خوبي دارد و تنها مشكل ما در اينجا اين است كه ما را به عنوان فيلمساز قبول نمي كنند و به ما مجوز ساخت نمي دهند.
حيدري با بيان اين كه بي انصافي است كه انسان تنها به خود بينديشد، خاطر نشان كرد: من تنها خواسته و توقعي كه از مقامات افغانستان دارم اين است كه جوانان را باور كنند و به آنها بها دهند چرا كه جوانان اكنون در برههاي از زمان بسر ميبرند كه ميتوان آن را با برنامه ريزي و نگاهي روشن پرورش داد.
اما جواد جعفري كه بازيگر فيلم « يكي از هزار» است با ديدي ديگر به مهاجرت مي نگرد و مي گويد: از سختيهاي هجرت هرچه بگويم كم است اما آنچه كه مسلم است، جوانان سعي ميكنند تا بتوانند مانند ديگر هم سن و سالان خود به جايي برسند.
وي تصريح كرد: تحصيل حق تمام كودكان است و اين واقعيت كه بسياري از كودكان و جوانان مهاجر نتوانستند به دلايل گوناگون به تحصيل خود ادامه دهند، ضربهي سختي را بر روح و روان آنها وارد كرده و آنها را از داشتن آيندهاي روشن محروم ساخته است.
محمد جعفري كارگران اين فيلم نيز شيوهي نگاه دولت به جوانان را بزرگترين مشكل موجود ميداند و مي گويد: خواهش من از دولت اين است كه امكاناتي را براي جوانان مهاجر فراهم كنند و با برپايي نمايشگاههاي مختلف آنها را مورد حمايت قرار داده و استعدادهاي آنان را شكوفا كرده و به جهانيان معرفي نمايند.
وي اضافه كرد: دولت کابل بايد از طريق نمايندگي هاي خود در كشورهاي مختلف و از جمله ايران، زمينهي فعاليت و رشد جوانان را فراهم كند.
گفتني است كه انجمن فيلمسازان كلکين تا كنون توانسته است چندين فيلم كوتاه و بلند داستاني و مستند را در خصوص مهاجرين بسازد كه فيلم« مادر مرا آواره به دنيا آورد»، « يكي از هزار» «آيههايي از جنس بلور»و عكاسي فيلم « راز پرواز» از آن جمله است.
+ نوشته شده توسط مدیر وبلاگ آقای شهیدی در جمعه 11 اردیبهشت1388 و ساعت
18:35 |


